گفتوگویی با پدر مشاوره ایران زمین
گفتوگویی با پدر مشاوره ایران زمین
دکتر عبدالله شفیع آبادی در بیست و پنجم اسفند ماه 1322 در شهرستان بجنورد (مرکز استان خراسانی شمالی) در یک خانواده پرجمعیت به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهرستان به پایان رساند و در سال 1342 در رشته ریاضی از دبیرستان همت فارغالتحصیل شد. با عضویت معلم سرباز تا سال 1344 خدمت سربازی خود را انجام داد و بلافاصله در آموزش و پرورش شهرستان کرج استخدام شد. با شرکت در کنکور سال 1345 در دانشگاه ابوریحان بیرونی با احراز رتبه ممتاز پذیرفته و در سال 1348 در گرایش کارشناسی مشاوره با احراز رتبه ممتاز فارغالتحصیل شد. سپس با استفاده از بورس وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای ادامه تحصیل به کشور آمریکا اعزام شد و در دانشگاه ایلینویز آمریکای شمالی تحصیلات تکمیلی خود را در دوره کارشناسی ارشد و دکتری در رشته مشاوره با موفقیت به پایان رساند.
در سال 1354 به عنوان نخستین دانشآموخته ایرانی دکتری مشاوره به ایران برگشت و در دانشگاه ابوریحان سابق (علامه طباطبائی کنونی) با مرتبه استادیاری، فعالیت آموزشی، پژوهشی، برنامهریزی و اجرایی را آغاز کرد.
سال 1365 به مرتبه دانشیاری و در سال 1371 به مرتبه استادی ارتقاء یافت. در سال 1387 به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شد.
لطفا کمی از سابقه خودتان برایمان بفرمایید.
دوره دبیرستان را در رشته ریاضی با رتبه اول در بجنورد گذراندم. بعد از آن وارد خدمت سربازی شدم و بعد از اتمام دوره به عنوان معلم مشغول کار شدم. سپس در کنکور شرکت کرده و در رشته روانشناسی مشاوره در دانشگاه ابوریحان بیرونی پذیرفته شدم. در دوره لیسانس با رتبه اول در سال 47_1346 فارغالتحصیل شدم. در این دوره از استادان مجربی چون ابراهیم امانت، دکتر کاظم سامی و دکتر محمد پارسا بهره بردم. از طرف دولت، بورس خارج از کشور به من اعطا شد. از این بورس استفاده کردم و دوره فوق دکتری را در دانشگاه ایلینویز شمالی گذراندم. در آن دوره از محضر استادان برجسته روانشناسی استفاده کردم. مصاحبت با آن استادان، حضور در کلاسها و سمینارهایشان به خصوص شرکت در کلاسهای دکتر «دیوید تیرمن» علاقه من را نسبت به گرایش مشاوره شغلی برانگیخت. از آن به بعد تمرکز فعالیتهای من بر مبنای این گرایش در زمینه مشاوره بوده است. در سال 1354 به ایران بازگشتم در حالی که اولین فرد دارای دکتری رشته مشاوره در کشور بودم. فعالیتهای رسمی من در دانشگاه ابوریحان بیرونی با تجدید نظر در مشاوره و ایجاد کارشناسی ارشد در این دانشگاه آغاز شد. علاوه بر آن دوره کارشناسی ارشد مشاوره را در مدرسه پارس ایجاد نمودهام. در سال 1365 به مرتبه دانشیاری ایران دست یافتم. با کمک دکتر سید صدرالدین شریعتی (رئیس اسبق دانشگاه علامهطباطبائی) برای اولین بار دوره دکتری رشته مشاوره را در ایران در دانشگاه علامهطباطبائی ایجاد کردیم. با حمایتهای اینجانب دوره دکتری مشاوره بعد از دانشگاه علامه به ترتیب در دانشگاههای تربیت معلم، اصفهان و شهید چمران ایجاد شد البته مسئولیتهای اجرایی نیز همچون معاونت دانشجویی دانشگاه علامهطباطبائی را بر عهده داشتم. در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم نقش داشتم. جلساتی هم برای تغییر برنامهها در آنجا تشکیل شد.
در سال نیز1387 به علت فعالیتهای متعدد به عنوان استاد نمونه کشوری معرفی شدم.
درست است که الان من بازنشسته شدهام اما هیچگاه خود را بازنشسته نمیدانم. من عضو دانشگاه علامهطباطبائی و عضو اصلی مشاوره جمهوری اسلامی ایران هستم. دانشگاه خانه ماست، ما در دانشگاه بزرگ شدهایم. من در ایجاد سازمان نظام مشاوره به همراه دکتر افروز در شورای نگهبان بسیار تلاش کردیم و از قانون سازمان مشاوره دفاع کردیم. برای این قانون بسیار زحمت کشیدیم. در پنج دوره عضو بودیم و دور بعدی خودمان را کنار کشیدیم تا دیگران بالا بیایند ولی متاسفانه بعد از آن به طور کل تعطیل شد
اگر به دوران جوانی برگردید، آیا بازهم رشته مشاوره را انتخاب می کردید؟
اگر بعد از مرگ هم زنده شوم، میگویم من مشاور هستم. چون میخواهم به انسانها کمک کنم. من خود را بسیار آدم خوش شانسی میدانم، زیرا هرجایی میروم، کسی را آنجا دارم. دانشجویانم را دوست دارم و دلم میخواهد یاد بگیرند و حرفی برای گفتن داشته باشند. من با همه دانشجویانم بسیار راحتم و مانند فرزندانم هستند.
ما سر کار حرف میزنیم، میخندیم ولی کار را هم جدی میگیریم. آینده مشاوره در گرو انسانها است اینکه تا چه اندازه دنبال توسعه علماند. قطعا اگر علم توسعه پیدا کند خود فرد هم به دنبال آن کشیده میشود.
در ایران، رشته مشاوره چقدر توانسته در ارتقاء جامعه تاثیرگذار باشد؟
من فکر میکنم باید گزینش دانشجو درست انجام شود. برای مشاوره یک ساخت فیزیکی، یک شناخت روانی و یک ساخت علمی میخواهد که اکر باهم هماهنگ باشند، کار درست پیش میرود.
ما باید بعد از این همه سال چیزی برای خود داشته باشیم. من معتقد نیستم نظر دیگران را دور بریزیم اما خودمان هم باید چیزی برای غرور و افتخار ملی خود داشته باشیم. ما هم برای خودمان دیدگاهی داریم و باید آن را وارد علوم کنیم. نظریه افراد خارجی را مطابق با فرهنگ بومی و اسلامی خود اجراکنیم. بسیاری از دانشمندان ما نظراتی مطابق با نظرات دانشمندان غرب دارند؛ مثلا کتاب «حیات معقول» علامه جعغری، همان نظریه عقلانی – عاطفی – رفتاری «الیس» را بیان میکند. در مجموع تکیه بر نظریههای دانشمندان بزرگ ملل دیگر همراه با بومی ساختن این نظریهها غیر از ایجاد تغییرات شگرف در جامعه، میتواند فرهنگ ملی و اسلامی ما را به ملل دیگر بشناساند.
در جامعه کنونی ما به تفاوت مشاوره و راهنمایی واقف نیستند. توجه به این نکته ضروری است که راهنمایی در وهله اول به منظور پیشگیری است اما هدف اولیه مشاوره حل مسئله و رفع مشکل است.
اگر خودمان را به زمینه خاصی محدود نکنیم و با دید علمی به نظریهها نگاه کنیم، موفقتر خواهیم بود؛ بهعبارتی دیگر با دید باز ابعاد مختلف را درنظر داشته باشیم. معیارهایی که در ارائه نظریه و استفاده از دیگر نظریات باید مورد نظر قرار گیرد، تعارض نداشتن با اعتقادات دینی و مصالح مملکتی است. وجود بینش جهانی در این حوزه از اهمیت بالایی برخوردار است.
امیدوارم با اصلاح، توسعه و بهرهگیری از برنامههای مناسب، راهنمایی و مشاوره و نیز آموزش درست والدین و خانوادهها در جهت تربیت نسلی خلاق، گامهای موثرتری برداشته شود.
آیا سرفصلهایی که در رشته مشاوره در دانشگاهها تدریس میشود، کافی است یا نیاز به تغییر دارد؟
آموزش دو بعد دارد، نظری و عملی. دانشجو در عمل باید ببیند چه کار میکند. مشاوره درسی عملی است. ما باید کار عملی را در دورههای مشاوره جدی بگیریم. البته بگویم کارورزی با 20 نفر پیش نمیرود. درس عملی با پخش ویدیو نمیشود. کمک میکند اما نتیجهبخش نیست. امکانات عملی باید وجود باشد. سیستم تدریس باید درست شود. هرکلاسی ظرفیتی دارد.
در بعضی از دانشگاهها که خوشبختانه اینجا نیست، اگر بخواهند دوره دکتری را بگذرانند، 20 نفر دانشجو در کلاس حضور دارند و این درست نیست. اگر بخواهیم این مسئله درست شود باید شورای عالی برنامهریزی تصمیم بگیرد که در هر دوره چند نفر حضور داشته باشند. هر دوره ظرفیت محدود دارد. گزینش دانشجو باید با امکانات و کلاسها هماهنگ باشد. باید مکانهایی برای کارورزی فراهم شود. تغییراتی این چنینی در برنامهها، مسیر را بهبود میبخشد. گزینش دانشجو باید براساس معیارهای درست و مصاحبههای جمعی و دقیق انجام شود. البته اشکال محتوایی و ترجمههای غلط نیز موجب بدآموزی دانشجویان میشود.
نقش استادان بهویژه استادان پیشکسوت در زندگی دانشجو چگونه است؟
در تربیت دانشجو، فقط خود دانشجو شرط نیست. باید همه ابعاد دیده شود. اگر با دانشجویان درست کار کنیم و وقت بگذاریم توان آنها شکوفا میشود ولی اگر به تلاشهایشان بیتوجه باشیم و خطاهایشان را اصلاح نکنیم، نتیجه مفید و موثری حاصل نخواهد شد. معیار کاملا مشخص و معینی وجود ندارد. مسئولیتها وقتی ایجاد میشوند، قوانین اجرایی و علمی کنار میروند.
